Saturday, December 1, 2007

وقتی که حرفهایت
... برای دیگران بوی بی رنگی می دهد
و در زمانه ای که
آنقدر راحت می بخشی
...که فکر می کنند حتما کاسه ای زیر نیم کاسه است
هنگامی که سرت پر از شور و فکر است
... اما همه اول به کفش هایت نگاه می کنند که واکس خورده یا نه
وقتی سادگی سلامت را آنقدر پیچیده می شنوند
... تا توبه ات دهند
وقتی که تبسم صمیمانه ات را
... گناه کبیره می شمارند
و ذکر عشق را
...دویدنی سراسیمه در راهروی افکار پریشان و تاریک

وقتی همه دل بستن های انقضادار را انتخاب می کنند
...چه بگویم
همان بهتر که نگویم و حتی ننویسم
جز سکوت فریاد
و در چشمان کسی پرواز نکنم
و حرفهایم را سر در گریبان
...با خالق مهتاب بگویم
جمعه 9 آذر

1 comment:

Anonymous said...

وقتی همه دل بستن های انقضادار را انتخاب می کنند

خیلی زیبا بود ..خیلی..تبریک میگم
آنچه از دل برآید لاجرم بر دل نشیند

نوشته های شما هم بدجوری به دل میشینه

احسنت ...
با اجازه لینکتون میکنم


موفق و پیروز باشید
در پناه حق
یا علی