skip to main
|
skip to sidebar
Rain of mercy
Monday, September 3, 2007
دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند
واندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند
چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی
آن شب قدر که این تازه براتم دادند
...
...
Newer Posts
Older Posts
Home
Subscribe to:
Posts (Atom)
ای رهگذر
تو که از این کوچه می گذری
سلامی بده قبل از گذر
...به زودی
خاطرات یک سفر
!خود مظلوم شما
Labels
...آفتاب آمدنی است
(4)
English
(2)
برداشت آزاد
(1)
خاطرات روزانه
(3)
دل نوشته
(6)
مناسبتی
(1)
ورقی از دیوان
(1)
Blog Archive
►
2008
(7)
►
March
(3)
►
February
(1)
►
January
(3)
▼
2007
(13)
►
December
(3)
▼
September
(1)
دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادندواندر آن ظلمت شب آب ...
►
August
(1)
►
July
(1)
►
April
(1)
►
February
(4)
►
January
(2)
friends
هدیه بودن
انجمن مهندسان مکانیک ایران
افاضات میثم
About Me
Mostafa
im a university student
View my complete profile
Free counter